دنیا کوچیکه اما پیچیده

روزی به خودم میگفتم: "الان دیگه نوشتن معنی نداره، همه، همه ی حرفها را نوشته اند و ناگفته ای باقی نمانده.."

امروز، بیش از یک ساعت به لغزشِ موزونِ قطرات آب رویِ بدنم، میاندیشیدم. وقتی خشک شدم، بزرگتر شده بودم! و هجومِ واژه ها.