نوش، به سلامتیِ خدا

خدایِ من هم، اتفاقاً، همانیست که در رگِ گردنم جاریست!
همان که به سادگی منقلب میشود از آغوشی. نیز از شنیدنِ جمله ای "خاص". از آمیزشی گرم. از نگاهی نافذ.
لمسش میکنم.

خدایِ من اما، محکوم نمیکند آنچه را که به جوش میآوردش. منصف است، آخر!