قربون دس پنجت.
آقا میگم یه چن روزیه بدجور فکریَم، گفتم به شمام بگم بلکه سبک شم.
میگم شمام نیگا کن، بگو. من که هر چی نیگا میکنم، اینور اونور میکنم میبینم همش رو هم، همچین چیزی نمیشه. یعنی بگیری سر و تهشو جم کنی سرِ هم یکی دو خط، فوقش شما بگو چهارخط، بیشتر نمیشه.
باور کن. آقایی که شما باشی یه چی دیدم که میگما، همینجوری که نیس که، بالاخره عمر گذاشتم سرش.
خلاصش اینکه این مُشتِتو بگردونی سرتاسرِش، حالا توفیری هم نمیکنه، بلاگاسپات، بلاگفا، حتی همین چس-نوتایِ گودر، کلش میشه چارتا کَلوم که حالا مثلا آقا، سرور، جیگر،.. ما شما رو دوس داریم و مثلاً حالا دلمونم تنگه و تنهاییم و همین دیگه. آره، همین.
منتها نکتش اینجاس که لامصب اصلا تکراری نمیشه. یعنی هر کدومش یه جور به دل میشینه همچین که هرچی زور میزنی باز مجبور میشی یه shareبذاری قَدش. اونوخ تازه انگار نفست بالا میاد! نمیدونم والا چه حکمتی داره. قدرتِ خدا از این آدمیزاد..
خلاصش اینکه این مُشتِتو بگردونی سرتاسرِش، حالا توفیری هم نمیکنه، بلاگاسپات، بلاگفا، حتی همین چس-نوتایِ گودر، کلش میشه چارتا کَلوم که حالا مثلا آقا، سرور، جیگر،.. ما شما رو دوس داریم و مثلاً حالا دلمونم تنگه و تنهاییم و همین دیگه. آره، همین.
منتها نکتش اینجاس که لامصب اصلا تکراری نمیشه. یعنی هر کدومش یه جور به دل میشینه همچین که هرچی زور میزنی باز مجبور میشی یه shareبذاری قَدش. اونوخ تازه انگار نفست بالا میاد! نمیدونم والا چه حکمتی داره. قدرتِ خدا از این آدمیزاد..
نمیدونم والا..