جامعه ی من

1. زنی میمیرد.
خُدام راضی نیست بندَش تو آتیشِ شهو.ت بمونه.. اون بنده خدا هم که دیگه رفت زیرِ خروارها خاک، الحمدلله مراسمِ هفتش هم که اونجور باشکوه برگزار شد. اینم بالاخره مَرده، زن میخواد، حق هم داره خوب..

2. مردی میمیرد.
به خداکه مُردم از خجالت وقتی شنیدم! حیا هم نداره، صبر نکرد حداقل بچه هایِ اون جوونمرگ رو به سر و سامون برسونه بعد بره سراغِ ج..بازیاش.. این از همون بچگیش هم سر و گوشش میجنبید..