امشب در بیست و سی:
یه دختره(چادر+عینک+دماغ).
به ادعایِ خودش، دانشجویِ امام صادق.
کارنامشو نشون میده، ممتازه.
برگه قبولیِ دانشگاه تهران هم نشون میده.
یکی کنارش نشسته به نامِ بابا، رو ویلچره، یعنی مثلا جانبازه.
یه شناسنامه، یه کارت ملی.
...
من بیشعورم؟ شاید ولی به خدا نه اینقد!!