هان ای باکره ی کوچک
قصه ها را گوش کن
و سر بگذار، آرام به دامانِ دنیا
آرام باشی.
خوشایندت باشد ای کاش این بستر.
لیک به خاطر بسپار تمامِ این لذتِ نهفته در سهمِ تو
از تفاوتیست
که با سهمِ نحسِ من دارد،
از زندگی.
"اگر دستم رسد بر دورِ گردون
از او پرسم که این چون است و آن چون؟
یکی را داده ای صد ناز و نعمت
یکی را قرصِ نان، آلوده در خون!"