کجایم؟

زمانی بود که از تاریخِ مرگِ خودم اطمینان داشتم. خیلی سالِ پیش. و منتظر بودم. منتظرِ deadlineِ زندگیم. همانی که میدانستم.
deadline گذشت. نمردم.
حالا سالها گذشته. و هنوز میآید لحظاتی، دقایقی، ساعاتی حتی که از خودم میپرسم "نمردم؟ آنروز که میدانستمش، نمردم؟"
نمیدانم.