"یه مرد بود، یه مرد.."

"سقفمون افسوس و افسوس
تنِ ابرِ آسمونه
یه افق، یه بینهایت،
کمترین فاصلمونه!"

"آخرش یه شب ماه میاد بیرون، از سرِ اون کوه، بالایِ دره، رویِ این میدون، رد میشه خندون، یه شب ماه میاد.."

"..منو تویِ آیینه نشون میده
میگه این تویی، نه هیچ کسِ دیگه!"

"تو هم، با من نبودی
مثلِ من با من!
و (یا) حتی مثلِ تن با من!"

"کی میدونه تو دلِ تاریکِ شب، چی میگذره؟"


قصه گویِ کودکیهایم،
یادت گرامیست.