زن-جماعت را چه به هنر؟!

حس شعر خفتمان میکند، رخصت از سهراب* میطلبیم و گوشِ مفتِ مادر:
"اهلِ کاشانم،
روزگارم بد نیست،
تکه نانی دارم،
خرده هوشی،
سرِ سوزن ذوقی.
مادری دارم بهتر از برگِ درخت،
دوستا..."

- حالا شاعر یه چی گفته؛ تو که داری میخونی که میتونی بگی "برگِ گل"!!

+ مادر جان، شما بهتر از خودِ گل منتها جانِ همان کاسبرگهات قسم، نَرین تو شعر!


*سهراب سپهری، شعر صدای پای آب