غروبِ جمعه با فروغ

کوچه ای هست که در آنجا،
پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز،
با همان موهایِ درهم و گردنهایِ باریک و پاهایِ لاغر،
به تبسمهایِ معصومِ دخترکی میاندیشند که یک شب او را باد با خود برد.

-فروغ فرخزاد