حتی!

مظلومتر از قطره اشکی که بیصدا از میانِ مژه‎هایم میگریزد و بر انحنایِ گونه‎ام نقش مینگارد و در گودیِ گلوگاهم خشک میشود، ایستاده‎ام و رها میکنم دانه دانه قطره‎هایِ مظلومِ اشک را که بیصدا از میانِ مژه‎هایم میگریزند و بر انحنایِ گونه‎ام نقش مینگارند و در گودیِ گلوگاهم خشک میشوند.