بعضی آدمها "کثافت"ند. حالا بعداً میگم چرا، ولی هستند. اگه اینو بپذیری میخوام ادامه بدم که بعضی اتفاقها، "کثافت"ند. مثلِ اتفاقِ دیدنِ ناخواسته ی آدمهایِ کثافت. وقتی نه خودت بخوای نه ناخودآگاهت.
حالا کلی اتفاقایِ دیگه هم هستند که کثافتند ها؛ اما خوب به من چه؟! آخه اتفاقِ کثافتی که حالا کشوندتم تو کافه و نیکوتین تو حلقومم میچپونه، دیدنِ یه آدمِ کثافته. حالا بعداً میگم چجوری یه آدم کثافت میشه.