مامان: ..آره دیگه دیروز رفتم بهشت زهرا پیشِ بابات، بعدم اومدم به تو سر بزنم که دیگه خونه نبودی، یه زنگ هم به پرنیان زدم..
من: باریکلا! چطور حالا انقد محبت شدین؟
مامان: آخه دیروز، روزِ "خانواده" بود.
من: پِق!
خانواده مملکته داریم؟!
مامان: جان؟
من: هیچی، شرمنده، خونه نبودم..