حالا تو بیا پدرِ نازنینم،
حتی فقط همین یک امشب،
امشب که اینقــــــــــــــــــدر دلتنگتم،
طاقت هم ندارم،
بیا، گرمایِ آغوشت را جاگزینِ سردی آن سنگِ نفرت انگیز،
بیا، گرمایِ آغوشت را جاگزینِ سردی آن سنگِ نفرت انگیز،
نگاهت را جاگزینِ این آخرین نشان کن...
++
