خدا ساکته، به خدا

مامان میگه، شونزده‌آذر بمون خونه، تو وظیفه‌ت رو سالها پیش، ناخواسته، انجام دادی...
بابا میگه، شونزده‌آذر برو داد بزن فریادمو، نذار زیرِ این خاک تموم شم...
من اما.. هیچی نمیگم.. ساکت هم نمیمونم..