آآآه

دخترکم!
زندگی کوتاه است، لیک آنقدر بلند که تو هم شیدا خواهی شد روزی نه چندان دور، و دوست خواهی داشت آنقدر که ناگفته واژه هایش را از زلالیِ چشمهایش بخوانی، شُر شُر، زُل زُل، رُک رُک.
...فقط، خدا نیاورد، خدا نیاورد آن روز را که از همان چشمانِ همیشه صادقش بخوانی دلش جایی دگر است. خدا نیاوردت.