دسته اول، عوام هستند. خودشونم میدونن، ادعایی هم ندارن.
دسته دوم، اونهایی هستند که ادعایِ روشنفکری دارن. یه سری واژه ها، عبارات، جملات، اعمال،... خاص هم در بینشون مشترکه.
اینجا مهم این نیست که واقعا روشنفکر هستند یا نه، فقط مهم اینه که اعتقاد دارند روشنفکرند.
دسته سوم هم اعتقاد دارند روشنفکرند اما خیلی زیرکانه این ادعا رو بیان نمیکنن. کاری که میکنن اینه که نسبت به دسته دوم کهیر میزنن! خیلی آداب و عاداتِ اونها رو به مسخره میگیرن و با همین حربه به همه نشون میدن که روشنفکرِحقیقی هستند. (یادِ اسلامِ واقعی و امریکایی افتادم!)
من خودم به نظرم جزو همین دسته سومم؛ ولی نکته ای که میخوام بهش اشاره کنم آفتیه که تو دسته سوم افتاده. دیگه اِنقد تعصب نشون میدن به افه(؟)هایِ روشنفکری که گندشو در میارن! کسی جرأت نداره دهنشو جلوشون باز کنه!! زشته دیگه.
پ.ن. کتابِ "در خدمت و خیانت روشنفکران" اثرِ "جلال آل احمد" از غنیترین و با ارزشترین آثارِ اجتماعی فارسی هست. قبل از ارسالِ نظر برایِ این پست، این کتاب رو بخونید.