کشته شدند و کشته دادند...
تو خندیدی!
کشته شدیم و کشته دادیم...
باز تو خندیدی!
میبارد و میباراند...
همچنان تو میخندی!
شهامت با ما و ننگ با تو
جسارت با ما و ننگ با تو
آسمان با ما و ننگ با تو
خدا با ما و ننگ با تو
"بزن باران، بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب نام و ننگ کردند
بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار رای پایکوبیست
مزار تشنه جو باران پر از سنگ
بزن باران که وقت لایروبیست
بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شیرین کن زمان را
به بام غرقه در خون دیارم
به پا کن پرچم رنگین کمان را
بزن باران که بیصبرند یاران
نمان خاموش! گریان شو!! بباران!!!
بزن باران بشور آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران"