عاطی قاطی پاتی

روزها میگذرند، اتفاقها رخ میدهند، نزدیکی‌ها، دوری‌ها.. و لحظه‌ای میرسد که "عاطفه"ی رابطه، "عاطی" خوانده می‌شود.
من آن لحظه را ستایش میکنم.
نه به خاطرِ "عاطفه" نبودنش،
نه به خاطرِ "عاطی" بودنش،
که به خاطرِ طعمِ خواستنیِ همان لحظه‌ی خواستنی.