تروخیو، تو کتاب سور بز، یه شخصیت فوق العاده قوی هست، از خیلی جنبه ها، از جمله قابلیتها و جذابیتهای جنسیش. بطوریکه با همسرانِ بسیاری از زیردستهاش، که همه جزو کله گنده های کشورند، سکس داشته و خانمها به این قضیه، حتی یک بارش هم، افتخار می کردند!
حالا فرض کن این آدم رو زمانی که بیمار شده: کنترل ادرارشو نداره! هر چند لحظه یک بار، در هر جایی که فکرشو بکنی مجبوره لباسشو چک کنه که آیا کثیف شده یا نه! همش نگرانه که این ناخواسته مهمان، کار دستش نده، آبروشو نبره، از کار و زندگی نندازدش، ضعیفش نکنه، داغونش نکنه، نابودش نکنه، بذاره زندگیشو بکنه... . آخه! لامصصب ولم کن! این خاطره ی تو هم شده بدتر از دردِ تروخیو، در اوج آرامش و لذت، گند می زنه به همه چی! گند می زنم به همه چی.
تروخیو همیشه از اون دخترک می ترسید؛ دخترکی که وسط سکس باهاش، بی هیچ اختیار از خودش... .