فرهنگ سازی


(بالاخره همه رفتن، رفتم کنار پنجره و یه سیگار روشن کردم. دوید طرفم، یه پسربچه 3 ساله:)- اِ! چرا سیگار می کشی؟


- چیه مگه؟


- سیگارو مردا می کشن! بندازش دور!!


- منم مردم، ببین موهام کوتاهه!


- منم میخوام بیرونو ببینم.


(بغلش کردم و لب پنجره نشوندمش. به خونه کناری نگاه کرد:) - حسینیه بست؟


- آره.


- چرا؟


- چون امام حسین مرد دیگه، تموم شد همه چی.


- مرد؟


- آره، اما سال دیگه باز زنده میشه.


- زنده میشه؟


- آره.


- پس چرا مامانم گریه می کرد واسش؟


- بس که دیوونس!


(داد) - دیوونه خودتی که دختری و سیگار می کشی، خیال می کنی نمی فهمم؟!