چه آزاده اند این فا*حشه ها!
دیشب وقتی لای سه پتو و چندتا بالش، در حریم اتاق خوابم، در سکوت و سکون خانه خودم آرام شدم، باور کردم که چقدددددر اسیرم و به یاد آوردم که این جماعت فا*حشه ها، چه آزاده اند وقتی هر شب را بی بندی و قیدی در گوشه ای ناآشنا و در آغوشی نامحسوس به صبح می رسانند.