عاطفه
ترس
از
اینجا
میخوانم:
"...از جنس آن ترس که ناگهان متوجه می شوی مدتیست به دیوار سردخانه ی بیمارستان تکیه داده ای..."
از درون میلرزم. سردم شده است و دهانم تلخ.
حالم که جا بیاید از این ترس خواهم نوشت!
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی