ساعتِ رویِ دیوار، خیره، خواب مانده

- این فیلم واسه کِیِ؟
+ سه سال پیش
سکوت میکند و سر برمیگرداند. صدایش میکنم نمیشنود. شانه‌اش را میفشرم که "چی شد؟" از آن "هیچی"هایی میگوید که یعنی خیلی چیز، خیلی حرف، خیلی درد، خیلی بد،.. .
فرصتش میدهم: "خیلی عوض شدم؟"
به سکوت رضا نمیدهد: "خیلی"
+ خیلی پیر شدم؟
سکوت میکند و سر برمیگرداند. دیگر صدایش هم نمیکنم، اصلا آنقدر دور میشود که دیگر حتی دستم هم به شانه‌اش، به گردِ پایش هم، نمیرسد.