عاطفه
حیف که زود رفت
زنش مرده بود، چندین سال پیش، حالا نشسته بود، یه گوشه ای، با کلی اشک میگفت: چی بگم والا.. شاید هم.. گاهی.. میگم خدا رو شکر که اون زودتر رفت.. آخه من رو دوست داشت.. اگه من زودتر میمردم خیلی اذیت میشد.. مثه حالایِ من.. روا نبود..
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی