حیف که زود رفت

زنش مرده بود، چندین سال پیش، حالا نشسته بود، یه گوشه ای، با کلی اشک میگفت: چی بگم والا.. شاید هم.. گاهی.. میگم خدا رو شکر که اون زودتر رفت.. آخه من رو دوست داشت.. اگه من زودتر میمردم خیلی اذیت میشد.. مثه حالایِ من.. روا نبود..