خیلی وقته که با هم حرف نزدیم.. خیلی زیاد وقته.. دلم واست تنگ شده.. بعضی روزها این رو بهتر میفهمم.. بعضی روزها که حرفت پیش میاد.. بعضی روزها که یهو یکی یه کاری میکنه شبیه کارای تو.. بعضی وقتها که خوابت رو میبینم.. این یکی خیلی بده.. مثلا همین دیشب، خوابت رو دیدم، خیلی هم طولانی بود.. داشتی گریه میکردی یه جاییش، صبح که بیدار شدم چشمای گریونت همهش تو ذهنم بود.. تازه امروز صبح بود که فهمیدم چشمات -وقتی گریه میکنن- رو از یاد بردم.. چقدر ناراحت میشدم وقتی گریه میکردی! بهت که نمیگفتم، میذاشتم خالی بشی، آروم بشی، ولی خودم یه جوری اصلا خرد میشدم انگار، خیلی ناراحت میشدم.. بعد که من دیشب خوابت رو دیدم، امروز همه ش به یادت بودم، اصلا اولش که بیدار شدم نمیدونستم که خوابه فکر میکردم واقعا همه اتفاقا افتاده، باورت میشه؟ با این تصور بیدار شدم که خب حالا بیام چی کارت کنم و اینها.. بعد یهو یادم افتاد تو نیستی. من هم نیستم. یادم افتاد که اصلا دیگه هیچوقت من تو رو نمیبینم.. چه حالی شدم! اوففف.. خیلی حال بدی.. کاش اصلا یادم نمیافتاد.. کاش همینجور امروز که بیدار شدم خیال میکردم تو هستی و همینجور زندگی میکردم بعد وقتی بعد از ظهر با دوستم حرف میزدم شک میکرد به عقلم، بعد یه چند ساعت بعدش که با یه دوست دیگه حرف میزدم میخندید بهم، ولی چند روز که میگذشت همه نگران میشدن، فکر میکردن دیوونه شدم، میومدن سراغم میگفتن فلانی رفته، فلانی دیگه نیست، بعد من باز هم یادم نمیومد.. باز میگفتم آره مثلا امشب که فلانی رو دیدم.. بعد کم کم همه باورشون میشد که من دیوونه شدم.. میومدن میبردنم تیمارستان.. بعد من حتی حرف دکترا رو هم باور نمیکردم که، هی باز از تو میگفتم.. خلاصه همینجوری دیگه تا همیشه من یادم نمیومد که تو نیستی و دکترا منو نگه میداشتن تو تیمارستان، در عوض میدونی، خوبیش این بود که من انگار همیشه خوابم، انگار همیشه دیوونهم، انگار همیشه تو رو دارم، اینجوری زندگی میکردم..
آره.. جالب میشد.. به نظرم لذتبخشتر از این زندگی میشد که گه گاه یهو با یه جمله، یا یه اصطلاح که تو استفاده میکردی، یا یه آهنگ، یا یه بارون، یاد تو بیفتم و بعدش یاد نبودن تو بیفتم و مثل امروز انقدر غصه بخورم و مثل امشب خواب به چشمهام نیاد..
دلم برات تنگ شده
این رو میفهمی؟ بغضم میگیره هر بار که این جمله رو مینویسم.. انگار دلم واسه خودم بسوزه.. نمیدونم..
نمیدونم که تو هم اصلا یاد من میفتی یا نه! نمیدونم که اصلا تو هم دلتنگ من میشی یا نه! نمیدونم که اصلا اینجا رو میخونی یا نه! نمیدونم در چه حالی! نمیدونم کجایی! نمیدونم خوشی یا غمگین! هیچی از حال تو نمیدونم و همهش یهو دلتنگ گذشته تو میشم.. دلتنگ گذشته ما میشم..