دلتنگت شده بودم، گویا!!



نباید تعجب می کردم! تو 8 سال با جسم من بازی کردی و 15 سال با روح من!! آدمیزاد به همه چی عادت می کنه. من به شکنجه های تو عادت کرده ام، راستشو بخوای امروز احساس امنیت بیشتری دارم، بعد از 2 ماه باز خواب تو، باز شکنجه های تو، باز نفرتهای من، باز فشردن دندانهایم به هم، باز ورم کردن لبهام، باز سردرد، ... و باز حس مخوف امنیت! من و تو تا همیشه با هم خواهیم بود، زندانبان!!