بیشترِ متمایل به تمامِ ما، در لحظه ی اکنون، باورها و عقایدی داریم که سخت ارزشمند می داریمشان و گه گاه، بسته به عقده های درونی خود، میزان شنوایی گوش مخاطب و برخی عوامل دیگر، به منظور اثبات حقانیت آنها، سخن می گویم. و چه نیروها، لحظه ها و احساساتی که در این پروسه هزینه نمی کنیم!
اندک زمانی، لازم، می گذرد، تحولی در داشته های درونی پیشین رخ می دهد و این باز همان ما (مجموعه ی منحصر به فرد از آنچه مشاهده می شود) است که به کلیشه های جدید روی آورده، داشته هایی بس متفاوت از بیانات پیشین را با جسارتی وصف ناپذیر بیان می دارد!!
این حقیقت(؟) شگفت انگیز خواهد بود وقتی از گامی فراتر به رویدادها بنگریم:
انسان، که در لحظه ی حال تمام نیروی خود را برای اثبات باورش از حقیقت صرف|تلف|استفاده|... می کند، فردایی آمدنی و نامعین به اثبات ساخته ای نو از حقیقت دست می برد و باور پیشینش را نقض می کند!!!
به همین سادگی! تک تک ما آدمیزاد، در آنی آمدنی و نامعین که به تصوری شاید نو، شاید بکر، شاید ... از حقیقت می اندیشیم و یافته های پیشین را به سخره می گیریم، آخرین نفس را کشیده و نکشیده تقدیم ابلیسی می کنیم که ما را به بازیِ مجازیِ حقیقت کشاند، با لبخندی از سر رضایت که همانا اکنون حقیقت در دستان ماست!