تشنه

- گل میخری؟
+ نه نمیخوام.
- بخر دیگه..
+ گفتم که نمیخوام.
- تو رو خدا!
+ چه نازی تو! اسمت چیه؟
- سحر. گل بدم؟
+ نه، خیلی کوچولویی که! چند سالته سحر؟
- چهار. بیا بخر دیگه!
+ نمیخوام گل رو. میخوای بشینی تو ماشین بریم بگردیم یه کم؟
- نه. چندتا بدم؟
+ گفتم که نمیخوام. بیا بشین منم تنهام بریم با هم یه چیزی بخوریم و بازی کنیم.
- نمیام. زیاد بخر ارزون میدم.
+ دوست داری دختر من بشی، بزرگت کنم، با هم دیگه خوش بگذرونیم.
- نه. راستی راستی نمیخوای؟
+ چند بار گفتم نه. ولی اگه بیای با هم بریم خیلی بهت خوش میگذره ها.
چراغ سبز میشود.
به کنار میروند گدایان نان شب.
در دور میرویم گدایان محبت.
همه دستها خالی.