آیا میدانستید چهارصد نفر نیروی ایرانی پس از تصرف خرمشهر توسط عراق در یک گور دسته جمعی به خاک سپرده شدند و ساکنین خرمشهر که در پس پل جهان آرا هنوز ساکن بودند صدای فریاد زنده در گورها را تا سه شبانه روز میشنیدند؟
آیا میدانستید رهبری که خیلی خیلی خیلی دیر جام را نوشید در صدد فتح لبنان از مسیر عراق بوده است؟
آیا میدانستید افراد خانواده های ساکن شهرهای مرزی ایران مانند دزفول و خرمشهر و اهواز و آبادان و … صبحها گریان از هم جدا میشدند؟ چرا که هیچکدام به بعد از ظهر به جمع دوباره خانواده در بعد از ظهر ایمان نداشتند..
آیا میدانستید استفاده از سلاحهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق از پس از رد تقاضای صلحِ دولت عراق توسط دولت ایران بود؟
آیا میدانستید آن مرد که در بیمارستان ساسان تهران فحشهای رکیک را فریاد میزد بر اثر استفاده از مرفین به منظور کاهش دردهای ناشی از گازهای شیمیایی جنگ مقدس(؟!) معتاد شده بود و نبود موقت مرفین در بیمارستانهای جانبازان سبب اختلال در عملکرد ذهنی او شد و بهمین دلیل دادگاه وی را از دیدار با فرزندانش منع کرد و کودکان را به همسر سابقش سپرد که پس از سالها انتظار و تحمل کسریهای مادی تن به ازدواج مجدد داده بود؟ همان مرد که پیش از سپیده صبح پس از تزریق مرفین در نهایت ادب و آرامش ضمن عذرخواهی از پرستاران لنگان و سرفه کنان اورژانس بیمارستان را ترک کرد تا شبی دیگر نه چندان دور…
آیا میدانستید هنوز چند نفر؟ چند خانواده؟ چند فرزند؟ چند همسر؟ چند مادر؟ چندین؟
