امروز


یه مشت فکر پرت و پلا تو سرم بود؛ با لپتاپم خزیدم زیر پتو، تا کله! خونه مثه قبرستون آروم و بی تحرک بود، ویوی پنجره هم بدتر از اون!! انگار دونه های برف، آروم آروم کینه و غمو واسمون میاوردن رو زمین.


در حالیکه بین دو تا متکا، آره دو تا(!)، خودمو فرو می بردم، دکمه های کیبوردو با یه دست زدم، انگار پروگرم شده بودم تا فولدر میوزیک. تنها برای چند لحظه، چیزی شبیه فکر، اومد سراغم:


"چه آهنگی؟"


و زود رفت، فکررو میگم.


انتخاب کردم، fade to black رو، صرفا واسه اونجاییکه میگه



"No one but me can save myself, but it's too late


Now I can't think, think why I should even try"




و چشمامو بستم. چشمامو به روی همه چی بستم.