....

"... امروز نمیدانم چرا اینقدر دلم گرفته؛ یهو یاد همسر و فرزندانم افتادم. یاد لحظه هایی که در کنارشان بودم. از خدا آرزو میکردم مرا ... به خانواده‌ام برگرداند.

یاد لحظه خداحافظی افتادم، چه سخت بود! یاد دختران کوچکم افتادم و نگاه مهربان همسرم. خدا نگهدارشان باشد.

نمیدانم چرا امروز اینهمه به یاد عاطفه افتادم! چند روز قبل که تلفن به منزل پدرم زدم.. گفتند عاطفه مریض حال است. حال هم در فکرشان هستم. از خدا میخواهم که خودش حافظ این عزیزان باشد و بسلامت باشند.... "