خ د ا


برنامم این بود که امروز برم بین اونها...




اونها از خدا(؟) حرف می زنن، بهش ایمان دارن و حضور من، در بینشون ممکنه راهساز باشه واسه یافتن/خلق ایمان!




واسه همین، برنامم این بود که امروز برم بین اونها...




خیلی اتفاقی یادم افتاد که یکی، آهنگهای جدید قمیشی رو می خواست، زدم که دانلود شه ... در حالیکه مشغول کار با سیستم اون دختر خوبه تو واحد R&D بودم، به آهنگایی که داشتن دانلود می شدن گوش دادم:




"خداجون ! متشکریم که چشم دادی بهمون


واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت


مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دوزدن


واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت


آخ که شکرت ای خدا


واسه جهان به این بدی


چی میشد اگه تو دست


به ساختنش نمیزدی ؟



خداجون ! ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما


تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم


خداجون ! مرسی از این دلی که تو سینه مونه


می تونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم


آخ که شکرت ای خدا


واسه جهان به این بدی


چی میشد اگه تو دست


به ساختنش نمیزدی ؟ "




پشیمون شدم، ترجیح دادم باقی امروز رو به گوش دادن به این آهنگ بگذرونم، و شاید حتی فردا رو هم و .... شاید همیشه - رو - هم.