قندک روشن

/مرا ببخش بی‌بی بی‌ من

مرا ببخش قندک روشن

مرا ببخش لاله ی شیشه

مرا ببخش شعر همیشه

من از تو با همه گفتم که گریه بگیرم

من از تو با تو نگفتم که در تو بمیرم که در تو بمیرم/


دلتنگتم جان دلم. کاش تو بغلم بودی جان من. الهی بمیرم برای دلت برای هر یک ثانیه که میلرزه برای هر دمی که بغض میکنی و برای هر لحظه که دلتنگ میشی. ببخش من رو جون دلم که نتونستم بیش از این بجنگم و طاقت بیارم. ببخش که نتونستم بیش از این سنگ صبورت باشم. دارم از دوری از تو میمیرم جون میدم...
آخ که گاهی یک اشتباه کوچیک چه طور زندگیها رو میسوزونه.. کی فکرش رو میکرد یک روزی عاطفه که اونجور عاشق و شیفته مادری بود، دیوانه بچه ش بود اینجور ازش دور بمونه.. نه جون دلم اشتباه نکن، این یک ماه رو نمیگم مادر، این چهار سال و نیم رو میگم.. 
مگه میشه بچه رو تو بدنت نگهداری، به دنیا بیاریش، تر و خشکش کنی، سالها نزدیکترین کسش و نزدیکترین کست باشه، و بعد یکهو ازت بگیرنش بگن حالا مال ماست! مگه میشه؟ مگه میشه؟ من مادرتم چرا کسی نمیفهمه من مادرتم و آرزوم مادری کردن برای تو بود...
آخ از این درد 
آخ از این صبر
آخ از این دنیا
آخ از این مرگ کشدار..

دلتنگتم جونم
دلتنگتم مادر
دلتنگ نوازش صورتتم. بوسیدم لپهای نرمت. اونجور که وقتی تو بغلم خوابت میبره دستت رو میندازی روی گردنم و سفت فشارم میدی. اونجا که بین خواب بیدار میشی یه لبخندی میزنی و میگی دوستت دارم. 
دردم اندازه نداره..
دردم اندازه نداره..