من در چهل سالگی عاشق شدم. در چهل سال و یک ماه و چهارده روزگی عاشق شدم. چند دقیقه پس از شش هفت انفجار و ضربت موشک در پانصدمتریم، عاشق شدم. من وقتی آنزیمهای قلبم بالا بود و در ccu بستری بودم عاشق شدم. من وقتی گوشهام نمیشنید و قلبم بد میتپید و اشکهام بند نمیومد و پاهام نای رفتن نداشت عاشق شدم. من در چند قدمی مرگ، عاشق شدم و این جذابترین اتفاق زندگی چهل سال و یک ماه و چهارده روزهم بود.