معشوقه جان
به بهار آغشتهی منی
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
که موهای خیست را خدایان بر سینهام میریزند و مرا خواب میکنند
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
که موهای خیست را خدایان بر سینه ام میریزند و مرا خواب میکنند
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
که موهای خیست را خدایان بر سینهام میریزند و مرا خواب میکنند
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
که موهای خیست را خدایان بر سینه ام میریزند و مرا خواب میکنند
یک روزَمی، یک روزَمی، که بوی شانهی تو خواب میبردم
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
تو شانه بزن
تو شانه بزن
تو شانه بزن
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
هنگامهی منی
نحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منی
میخوانم
میخوانم
میخوانم
تو خواندن منی
تو خواندن منی
تو، خواندن منی
باران که میوزد سوی چشمانم
باران که میوزد سوی چشمانم
باران که میوزد سوی چشمانم
باران که میوزد
باران که میوزد
تو شانه بزن
باران که میوزد.
یک لحظه من خودم را گم میکنم
یک لحظه من خودم را گم میکنم
نمیبینمم
نمیبینمم
اگر تو مرا نبینی من چیستم که ببینم
من نیستم که ببینم
نمیبینمم
نمیبینمم
نمیبینمم
معشوقه جان به بهار آغشتهی منی
هنگامهی منی
نحرم کنند اگر همه میبینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منی
ببین
تو مرا تا ته ببین
اگر تو مرا نبینی
من هم نمیبینمم
اگر تو مرا نخوابانی
من هم نمیخوابانمم
نمیبینمم
تو شانه بزن
من هیچ گاه نمیخوابم
از هوش میروم
دیروز رفته بودم
امروز هم از هوش
از هوش
میروم . . . .
*رضا براهنی
*به صدای علیرضا قربانی