من چای دم میکنم
تو لیوانها رو بشور
کمرنگ میریزم
بیار پای پنجره
دو نخ روی لبهامه
فندک بزن
بذار آتیش بگیره
میشینم مقابلت
اون آهنگ رو لپتاپ منه
میذارم رو ریپیت
تو صداش رو زیاد کن
اصلا باند رو وصل کن
دستهام سرده
لیوانت رو خنک میکنم
قند رو بیار
کوه اونجاست! نشونت میدم
تو برفش رو نشونم بده
نمیشه!!!
لعنت!
نه تو
نه اون پنجره
نه اون میز
نه اون کوه
نه اون آهنگ
نه من
لعنت
فقط گریه
امونم نمیده
چه با خودمون کردیم؟
چه کردیم؟
چه.. بد… کردیم...