من ِ در من


امروز، یعنی همین چند دقیقه پیش، بین آهنگهای درهم آرشیوم یه صدایی شنیدم تو این مایه ها:


آآییییییییییهیههیهیهیهیهیهه


در حالیکه foreground یه آهنگ عادی بود که صد دفعه تا حالا شنیده بودم. به سرعت دور و برم و نگاه کردم:


کیان داشت سیگارشو می پیچید و مثه همیشه در بخش تف مالی کاغذش گیر کرده بود، احسان که هدست تو گوشش بود و همزمان روی دو تا مونیتور زوم کرده بود و گلی که با متانت ناخواسته و همیشگیش اخماشو تو هم کرده بود و لابد داشت پیجهای Cisco رو میخوند! نه از اینا نبود، اینجا همه چی عادیه ولی اون صدا قطعی بود.


کم کم حس کردم صدا آشنا بود! هر چی آهنگو عقب جلو می کنم پیداش نمی کنم. صدا آشنا بود. ناله، آره ناله بود، ناله ای که ناخواسته اومد اما حالا که به خودم نگاه می کنم، می فهمم که غمگینم ... .


ناله آشنایی که منو غمگین کرد و هیشکی نشنید جز خودم، ناله، ناله ی خودم نبود؟ چرا! بود. چه دردی داشتم!!